آقاي مدير
مدرسه كه مي رفتيم صبحگاههاي متنوعي داشتيم از سرودهاي ريتميك همراه با ورزش گرفته تا اشتلم هاي آقاي مدير و اخم هاي ناظم و ... البته كاملا به پندهاي تحكم آميز عادت كرده بوديم و بعضا چاشني بد و بيراه هم به آن اضافه مي شد اما هرچه بود ، يك گوش در بود و يك گوش دروازه !
از جاده انصاف كه دور نشويم ،همه برنامه ها بد نبود مثلا حديث هفته . آقاي مديرمي گفت اگر هر شيعه به يكي ازاحاديث عمل كند دنيا گلستان مي شود . جمله دلچسبي بود و ما تا مدتها به اين جمله فكر مي كرديم و سعي مي كرديم ببينيم به كدام حديث و آيه مي شود عمل كرد : " كلوا و اشربوا ولا تسرفوا " بخوريد و بياشاميد ولي اسراف وزياده روي نكنيد . اين آيه را از همان موقع حفظ كرديم . الآن كه فكر مي كنم مي بينم اين آيه كجا وعتاب و خطاب هاي آميخته به زهرجناب مدير كجا ! در يكي چه تعادلي مي نشست و ازديگري چه استبدادي برمي خاست !
شايد براي يك مدرسه اي پيام اين آيه اين باشد كه در خوردن و نوشيدن ساعت هاي تفريح ( زنگ تفريح ) ريخت و پاش نكنيد كه پيام درستي است اما روي كلمه اسراف مي توان كمي بيشتر توقف كرد.
مواردي كه در قرآن مجيد درباره اسراف آمده تماما جنبه اقتصادي ندارد و مصاديق ديگري را هم نشان مي دهد كه شرح آن در حوصله اين مقاله نيست و انچه كه در اين جا اهميت دارد شروع سال تحصيلي و اصلاح فرهنگ مصرف مدرسه است .
ايجاد انگيزه و برانگيختن شور و نشاط در دانش آموزان ( به خصوص سال اولي ها ) بسيار ضروري است . خريدن لباس نو ،كيف ، كفش و لوازم تحرير و ...
ناگفته نماند نسبت انصاف بازار با تقاضاي خريدار بسيار ديدني است يعني هرچه تقاضا بيشتر شود انصاف فروشنده هم بيشتر مي شود البته به نفع خودش ! روشن است كه برآوردن نيازهاي روزمره اجتماعي و... بسيار مهم است و فروكوفتن اين نيازها مشكلات خودش را هم در پي خواهد داشت . از سويي ديگر ذوق ورزي خريدار در انتخاب مكرر و متنوع لوازم فرا نياز ، سهمي موثر در تنظيم اقتصاد خانواده ايفا مي كند . به عنوان مثال : يك جفت كفش و يك عدد كيف و يك دست لباس نياز همه دانش آموزان است اما وقتي پنج دست شلوار و چهار جفت كفش و سه عدد كيف براي هر دانش آموز خريده مي شود و نكته جالب اين كه70 درصد اين ما يحتاج به اميد بزرگتر شدن فرزند خريداري مي شود و جالب تر اين كه به محض بزرگتر شدن فرزند با ذوقش جور در نمي آيد وبه اصطلاح از مد مي افتد ، اين ديگر مصداق بارز اسراف است و ظلمي است كه خريدار در حق خودش و خانواده اش انجام مي دهد .
با اين اوصاف در مصاديق اسراف مي توان بيشتر تامل كرد و اگر رغبتي و همتي بود بدان عمل نمود و البته فرهنگ درست همواره در ميانه روي است كه فرمود : " خيرالامور اوسطها . "
